الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
533
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
خود معرفى كند ، ولى بگويد : من مظلومم ، در آزادى او جاى تأمل است . اقرب اين است كه نه زندانى مىشود و نه آزاد ، بلكه تحت نظر قرار مىگيرد تا شاكى حاضر شود و به شاكى اطلاع مىدهند عجله كند . اگر حضور نيافت آزاد مىگردد . « 1 » 8 . همو : گفتيم قول او در معسر بودن پذيرفته مىشود ، در صورتى كه قبلا مالى نداشته است و سوگند ياد كند ، اكنون مىگوييم : قول او در مورد زمان حال پذيرفته مىشود چنان كه اگر بينه اقامه كند در زمان حال شنيده مىشود و اين قول اكثر شافعيه است و بعضىشان گفتهاند : قاضى بايد تأمل كند و از واقعيت امر جستجو كند و به قول او قانع نشود بر خلاف آنجا كه بينه قائم شود ، آن جايى كه گفتيم : قول او پذيرفته نمىشود ، مگر با بينه ، اگر بدهكار ادعا كند بستانكاران مىدانند او معسر است مىتواند آنان را سوگند دهد كه چنين چيزى نمىدانند . پس اگر خوددارى كردند خود قسم مىخورد و اعسارش ثابت مىشود و اگر سوگند خوردند زندانى مىشود . هر وقت براى بار دوم و سوم و بارهاى ديگر ادّعا كرد ، و بستانكاران فهميدهاند وى معسر است ، مىتواند آنان را سوگند دهد ، مگر اينكه قاضى بفهمد كه او قصد ايذا و لجاجت دارد . وقتى هم او را زندانى كرد كاملا از او غفلت نكند و چنان چه غريب است و نمىتواند بينه اقامه كند ، قاضى شخصى را مأمور مىكند از محل زندگى قبل و بعد و احوال او - به مقدار امكان - پرسوجو كند ، پس اگر به نظر او احتمال زياد دارد وى مفلس باشد نزد قاضى شهادت مىدهد ، كه تا ابد در زندان نماند . « 2 » 9 . همو : مستحب است . . . و سؤال از دلايل . . . و از زندانيان و موجبات زندانى شدن « 3 » . 10 . شهيد اوّل : آداب يا مستحب است يا واجب و مستحب بيست عمل است : . . . پنجم : چنان كه گذشت از زندانيان شروع مىكند ، هر كس مظلومانه يا براى تأديب زندانى شده و بعد ادب هم شده ، آزادش مىكند و هر كس بگويد : براى حقّى زندانى شده است ، باقى مىماند و هر كس منكر حقّى باشد سؤال مىشود چه كسى شاكى اوست اگر معرفى كرد او را حاضر مىكند اگر شاكى اعتراف كرد در حقّ او ظلم كرده است قاضى آزادش مىكند و اگر بگويد : براى قاضى قبلى حقّ او ثابت شده است ، در صورتى كه زندانى او را تصديق نكند ، بايد بينه اقامه كند . اگر زندانى ، شاكى را معرفى نكرد ، اگر گفت : شاكى دارم ولى
--> ( 1 ) . قواعد الاحكام ، ج 2 ، ص 204 ؛ نك : تحرير الاحكام ، ج 2 ، ص 182 ؛ ايضاح الفوائد ، ج 4 ، ص 308 . ( 2 ) . تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 59 . ( 3 ) . تبصرة المتعلمين ، ص 179 .